برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
Diger yerlere kaçmak istiyorum Kimden neden ama bilmiyorum Sadeçe artik buralarda kalmak istemiyorum Belki de ozgurlugumi geri almak istiyorum
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
گفت باری به اندازهی بیست و چند سال رو شانههایم دارم و دیگر تصمیم گرفتهام خسته شوم از حملش.
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برفپاک کنها دست تکان میدهند.
بر سهشنبه برف میبارد.
دست تکان میدهیم:
خداحافظ ...
برفپاک کنها از روی تو
برف سهشنبه را میروبند.
من دست تکان میدهم؛
نقش تو را پاک میکنم:
خداحافظ ...
بر جاده خالی برف میبارد
و برفپاک کنی
دیوانهوار به این سو و آن سوی جدار گلو میکوبد.
در گلویم بر نام تو برف میبارد...
نازنین نظام شهیدی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
براش نوشتم فلان سریال رو میبینی؟ گفت آره میدیدم ولی الان اینجا دیگه تلوزیون نداریم. یکم بعدش نوشت یاد روزایی افتادم که بعد آنژیو تو مسیر برام قسمت جدید سریالی که جمعهها میداد رو تعریف میکردی و اشک شد. فکر کردم چه چیزای چرتی میتونه خاطره بشه سمیر چه چیزایی.
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
موج دریازده را تنگهی ساحل قفس است
ماهی تُنگ نباشد، دل طوفانی ما
عاقلان پا مگذارید به میخانه عشق
داغ صد مُهر جنون خورده به پیشانی ما
ترمه و اطلس و دیبا همگی مال شما
خرقهای نیست برازندهی عریانی ما
زلف ما چون خم زنجیر گره در گره است
شانه رَم میکند از فرط پریشانی ما
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی
برچسب:
نویسنده: مینا حبیبی