
دورهای بود که سختترین روزهای زندگیم رو سپری میکردم(چرا کل ز&...
ادامه مطلب
وقتی کسی وارد اداره میشه و شغل کارمندی رو انتخاب میکنه در درجه اول شاید صبح زود بیدار شدن و سختی کاری و خستگی بهش فشار بیاره، ولی یه مدت که بگذره همه اینا تبدیل به عادت میشه جوری که دیگه روزای تعطیل هم صبح زود از خواب بیدار میشه و..چیزی که در بدو ورود کسی بهش توجه نمیکنه یا کم توجه میکنه "همکار"هایی هست که قراره باهاشون کار کنه. شاید تو هفتههای اول به شناخت کلی از مجموعه همکاران برسه و پیش خودش فکر کنه که همه انسانهای نرمال و تحصیلکردهای هستن که دور هم جمع شدن و کار میکنن و کسی کاری ب بقیه نداره ولی این تفکر اشتباهه.فارغ از عوامل حراستی و نگهبانی که فضای تنگ و افسردهای رو توی اغلب اداره...
ادامه مطلب
در زندگی اتفاقات زیادی را از سر گذرانده ام که شاید جلوی بعضی هایشان هم علامت سوال گذاشته باشم که چرا من؟ ولی هر بار کنار آمده ام و خیلی هایشان را حل کرده ام و گذشته ام. از خودم که پنهان نیست از شما هم پنهان نباشد ولی بعدها که به عقب نگاه کرده ام به خودم افتخار هم کرده ام. هر چه جلوتر رفته ام مشکلات...
ادامه مطلب